امروز یه عالمه کار کردم.زبانکده محصل

اتاقمو مرتب کردم

بعد از مدتها گردگیری گردم الانم کلی خوشحالم که اتاقم مرتب شده.

الانم می خوام جک واستون بذارم که شما هم خوشحال باشین:

اصفهانیه تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم...افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده...اصفهانیه یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت عباس ساعتم......!

به ترکه میگن: توی عمرت، سخت‌ترین کاری که کردی چی بوده؟ میگه: پر کردن نمکدون! میگن: چرا؟ جواب میده: آخه سوراخ‌هاش خیلی ریزه

یارو تو مجلس عزا میگه چراغارو خاموش کنین می خوام ببرمتون به کربلا وقتی چراغارو روشن می کنن می بینن همه ترکا با ساک نشستن تو مجلس میگه این چه وضعی میگن خودتون گفتین میریم کربلا میگه این لرا کجا رفتن میگن اونا رفتن ترمینال

اصفهانیه داشته رو خودش اب یخ میریخته ، میگن چرا اینجوری میکنی؟ میگه می خوام سرما بخورم. میگن چرا؟ میگه اخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذره

ترکه داشته با یه خر شطرنج بازی میکرده. بهش میگن حالا چرا با خر بازی میکنی. میگه همچین هم خر نیست .تا اینجا ۲_ ۰ جلوه

یه کوسه یه آبادانی رو می خوره میره پیش باقی کوسه ها می گه مو نهنگم